تنهایی های من

اینجا ذهن منه تمام چیزایی که توی ذهن من هستن و اینجا میذارم


می دانید اولین جمله ای که ما در اول دبستان یاد می گیریم چیه؟

 

 

بابا آب داد.بابا نان داد

می دانید اولین جمله ای که انگلیسیها در دبستان یاد می گیرند چیه؟

 

من می توانم بخوانم و بنویسم

 

 

 

می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟

من می توانم بدوم

واین است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است.!!!

 


Tue 9 Dec 2014 |

 

تاوان

اتفاقاتی که برات میوفته تاوان خریتای خودته هیچ ربطی به بقیه نداره

هر غلطی ک میکنی باید جوابشم بدی


Sat 15 Nov 2014 |

 

دوست

آدم ها نمی توانند تغییر نکنند.......

رابطه ها نمی توانند عوض نشوند..........

دنیا نمی تواند ثابت بماند............

ولی یک دوست می توانند همیشه دوست بماند.....!!


Wed 5 Nov 2014 |

 

من

این روزها بازار خدافظی گرم است

کلاغ با مترسک

برگ با شاخه

و چتر با خانه

مگر نمیدانی پاییز شده است!!!!


Thu 16 Oct 2014 |

 

پاییز

پاییز رسید!

انار نیستم که برسم به دستهای تو......

برگم، پر از اضطراب افتادن!


Sat 27 Sep 2014 |

 

مگر میشود زندگی مر ا بهم ریخته آفریده باشد؛ خدای دانه های انار.........................

Mon 1 Sep 2014 |

 

زلزله

زلزله لرزیدن زمین نیست

زلزله ویرانی من است بعد از پس لرزه های تنهایی

زلزله یعنی بدانی هر چه گذشت نابود شد

وقوع زلزله یعنی یادت بی افتد فقط خدا می ماند

................................


Thu 21 Aug 2014 |

 

حرفی نیست...........

خودم سکوتت را معنی می کنم!

کاش می فهمیدی،

گاهی...... همین نگاه

سردت.............

روی زمستان را کم می کند

اما...........

کیلومتر ها حرف دارم...........

در سکوت رکورد همه را شکسته ام

من به قلبم قول دادم تنها و تنها خودم به پایش بسوزم............

 


Sat 26 Jul 2014 |

 

E

خدایا! خستم... ازبندگانت... ازهمان هایی که به قول خودشان مرا دوست دارند ازهمان هایی که هنگامی به وجودشان نیاز دارم اما... نیستند ازهمان هاکه تنها هنگام خوشی درکنارمم خدایا... توتنها کسی هستی که مرا تنها نمیگذاری...

 

 

 

 

 

 


Fri 11 Jul 2014 |

 

تو .........

تو که باشی معجزه ای در من رخ میدهد به نام آرامش...........

باش ،حتی همین قدر دور!


Sun 22 Jun 2014 |

 

نشانی

<<خانه دوست کجاست؟>>در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:<<نرسیده به درخت،

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پر های صداقت آبی است.

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سر به در می آرد،

پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

دو قدم مانده به گل،

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا،خش خش می شنوی:

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟>>



Fri 11 Apr 2014 |

 

ای نزدیک


در نهفته ترین باغ ها، دستم میوه چید.

و اینک، شاخه نزدیک! از سر انگشتم پروا مکن.

بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست،عطش آشنایی است.

درخشش میوه!درخشان تر.

 وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید.

دورترین آب

ریزش خود را به راهم فشاند.

پنهانترین سنگ سایه اش را به پایم ریخت.

و من، شاخه نزدیک!

از آب گذشتم، از سایه به در رفتم ،

رفتم، غرورم را بر ستیغ عقاب-آشیان شکستم

و اینک، در خمیدگی فروتنی ، به پای تو مانده ام.

خم شو،شاخه نزدیک!

                                                       سهراب


Fri 11 Apr 2014 |

 

(فروغ)

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم


اگر به خانه من آمدی

برای من ای مهربان چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


Fri 28 Mar 2014 |

 

شروع دوباره

خدایا کمک کن در سال جدید بهتر باشیم پاک تر و مهربان تر

خدایا صبری عطا کن که بر مشکلات فائق آییم و توانی که بتوانیم تغییر دهیم آنچه را که میتوانیم

خدایا بینشی عطا کن که راه درست را انتخاب کنیم که اگر به گذشته باز گشتیم گریان نباشیم

و لبخندی بر لب داشته باشیم سرشار از سپاس

خدایا بخاطر مهربانی ،بخشش ،بزرگی و وجودت ممنون


Sat 22 Mar 2014 |

 

مریضی

بدتر ازمریض شدن اینکه حالت خرابه دلت میخواد یکی بیاد بگه مهم نیست زود خوب میشی ولی هیچ کس نیست باید دادو هوار کنی که من مریضم تا حداقل یه نفر از راه خدا بیاد یه قرص بهت بده ......................................................

Wed 19 Mar 2014 |

 

آخ............

بعضی اوقات بعضی از آدما اینقدر حال آدمو خراب میکنن که دلت میخواد یه دل سیر بزنیشون


Wed 26 Feb 2014 |

 

قصه چهارم

میگن هر کنش یه واکنش داره پس حواست باشه که چیکار میکنی

درویشی بود که تو آبادی ها می گشت و از مردم غذایی به اندازه ای که زنده بمونه میگرفت بطوری که مردم آبادی اونو میشناختن این وسط یه زن که بدون دلیل از درویش  بدش میومده میاد و یه نون سمی واسه پیرمرد درویش درست میکنه وقتی صبح درویش رو میبینه نون داغ رو به درویش میده .پیرمرد بی خبر از همه جا خوشحال میشه و به راه خودش ادامه میده و خداروشکر میکنه وسط راه دو تا پسر بچه رو میبینه که گرسنه اند اونم دلش به رحم میاد و نون خودش رو بین اونا قسمت میکنه و بچه با خوردن نون میمیرن بعد از جمع شدن مردم و پرس وجو میفهمن که بچه ها مال همون زنی هستن که نون رو به درویش داده  و زن بیخبر از همه جا باعث مرگ بچه های خودش شده بود.

پس حواسمون به رفتارامون باشه به قول یکی هرچی عوض داره گله نداره!!!................


Sun 23 Feb 2014 |

 

.................

دنیای بامزه ایه هر روز یه شکل گاهی وقتی تو نا امیدی یه راه میبینی فکر میکنی همه چیز از نو شروع میشه غافل از اینکه همه چی داره تموم میشه


Tue 11 Feb 2014 |

 




 

 

 

93/09/01 - 93/09/30
93/08/01 - 93/08/30
93/07/01 - 93/07/30
93/06/01 - 93/06/31
93/05/01 - 93/05/31
93/04/01 - 93/04/31
93/01/01 - 93/01/31
92/12/01 - 92/12/29
92/11/01 - 92/11/30
92/10/01 - 92/10/30
92/09/01 - 92/09/30
92/08/01 - 92/08/30
92/07/01 - 92/07/30
92/06/01 - 92/06/31
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/03/01 - 92/03/31
92/02/01 - 92/02/31
92/01/01 - 92/01/31
91/12/01 - 91/12/30
91/11/01 - 91/11/30
91/10/01 - 91/10/30
91/09/01 - 91/09/30
91/08/01 - 91/08/30
91/07/01 - 91/07/30
91/06/01 - 91/06/31
91/05/01 - 91/05/31
91/04/01 - 91/04/31
91/03/01 - 91/03/31
91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30

 

تاوان
دوست
من
پاییز
زلزله
E
تو .........

 

تفریح و آموزش و فروشگاه
ترنم عشق
روح زخمی
وب تفریحی تنهایی
عشق و دلتنگی
وب بیکاران دیونه
فرشته های بارون
حیاط خلوت
رویای سبز
ستاره های نقره ای
,,همه چیز در هم و بر هم,,
من ماندم و ...من
بهونه زندگی
تنهایی دونفره
یادداشت های عریان من
شانه بر گیسوی خاطره ها

 

 

RSS 2.0


بیوگرافی

.: Weblog Themes By Payamblog :.