زندگی یعنی ی لبخند حتی کوتاه ی خداروشکر از ته دل یه خاطره ی خوب یه دوست ک تا ته دنیا بشه باش رفت یه مرام ک خرج تمام با معرفتا بشه یه امید که بخاطرش زندگی کرد یه خدا ک همیشه هست یه زندگی ک فقط با همت خودت بشه بهترین زندگی دنیا یه ادم ک فقط امیدش به خدا باشه و خودش یه دنیا ک فقط خودت ساخته باشیش
قدم اول
بسم الله خدایا به امید تو میخوام شروع کنم میخوام بلند شم اول به امید خودت کمکم کن این بار راه رو درست برم و تا آخر برم یا علی
شکر
خدایا شکرت

همینکه میدونم تو هر نفسم وجود داری به اندازهی تمام ویژگی خلقتت با ارزشه

همیکنه میدونم هر لحظه کنارمی دیگه هیچی مهم نیست

خدایا ممنون از اینکه گفتی بیادمی

خدایا بخاطر دادت شکر بخاطر ندادت شکر

 

 

امید.................
نسبت سطح بال زنبور به بدن او ، بسیار کم است با توجه به قوانین آیرودینامیک، پرواز ممکن نیست اما زنبور این را نمیداند و پرواز میکند..
.................

دنیای بامزه ایه هر روز یه شکل گاهی وقتی تو نا امیدی یه راه میبینی فکر میکنی همه چیز از نو شروع میشه غافل از اینکه همه چی داره تموم میشه

حواست باشه
واسه شکستن یه دل یه لحظه کافیه...............

ولی واسه بدست آوردن یه دل شاید هیچ وقت فرصت نشه...............

پس حواست به کارها و رفتارت باشه ........................

خدا

قشنگ ترین اتفاق زندگی آدم وقتیکه از همه میبره دلتنگه هیچ کس رو نداره ولی یه لحظه وجود خدا رو پر رنگ تر از همیشه حس میکنه و همین احساس پاک میشه یه امید واسه ادامه زندگی...................................................



آخر خط


ای کاش فردا زمانی که میدانیم شاید آخرین دیدارمان باشد نقطه ای باشد برای همیشه باهم بودن نه یک پایان تراژدیک مثل تمام عاشقانه های ناتمام

ای کاش اشک های نریخته چشمانم را ببینی

ای کاش آرامم کنی حتی با یک منتظرم بمان ساده قول میدهم تمام ثانیه های بودنم را برایت بمانم همانطور که میخواهی

ای کاش بمانی ....................................................


بهونه
بیا بی بهونه همدیگرو دوس داشته باشیم

بی بهونه پای هم بمونیم

مثل خدا که همیشه بی بهونه کنارت میمونه

کودکی

ای کاش عین کودکی هایمان بزرگترین عشقمان مادر بود که جز او کسی را نمیشناختیم

زندگی

زندگی یعنی هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است



عشق به دیگری ضرورت نیست حادثه است

عشق به وطن ضرورت است نه حادثه

عشق به خدا ترکیبی است از ضرورت وحادثه

اتفاق غمگینی است وقتی که تنهاییت

سال ها بزرگتر از تو باشد..............................

سکوت میکنم ،نه اینکه دردی نیست....................

گلویی نمانده برای فریاد.............................

معجزه
بعضی اوقات دلت میخواد تنها باشی خودتو خدا

دلت میخواد صدای خدا رو بشنوی

دلت میخواد احساس کنی خدا تو آغوشش محکم تو رو گرفته

گاهی اینقدر نا امیدی که فکر میکنی حتی خدا هم تو رو از خودش دور کرده

ولی در عین ناباوری می بینی که خدا حتی تو اون لحظه کنارته

می بینی با کوچکترین اسباب شادت می کنه هر جور که شده

یک لبخند،حتی خیلی خیلی کوچیک میاد رو لبت

همیشه وقتی که هیچ روزنه ای توی دنیا نمی بینی

خدا از اون جایی که فکرشو نمی کردی

دستت رو می گیره،نوازشت می کنه ،آرومت می کنه

درست اونجایی که هیچ وقت تصور نمی کردی

                                              خدا همیشه هست ،فقط باید تمام معجزه ها رو دید

                                              حتی کوچکترین لبخند ها هم معجزه خدا هستند

                                               پس حواست به معجزه ها باشه

 

قصه سوم
عابدی بود که از بیابان میگذشت به منزل چوپانی رسید اجازه خواست و شب را در آنجا ماند و از طعام چوپان خورد همیشه فکر میکرد در درجه اکمال دین قرار دارد و بخدا نزدیک است احساس تکبر میکرد و خود را از چوپان و مردم عادی بالاتر میدانست از سر اتفاق فردا را نیز در حوالی منزل چوپان ماند وقت نماز رفت و چوپان را از دور نگاه کرد که چگونه عبادت میکند دید مرد چوپان از آب چشمه وضو میگیرد و تنها درختی که آنجا بود مثل چوپان شروع به وضو گرفتن کرد.مثل چوپان نماز گذارد و به سجده رفت مرد عابد از درجه ایمان چوپان حیرت کرد و به کمی عبادت خویش معترف شد .بعد از تمام شدن نماز چوپان شتابان به سمت او رفت و پرسید :تو رو به خدا چگونه نماز میگذاری که درخت نیز به تبعه از تو نماز میگذاراد چوپان گفت من وقت اذان به جز خدا همه چیز را از خاطر میبرم آن لحظه فقط من میمانم و خدا واقعا ما چرا اینقدر از خودمونو خدامون دوریم ایمان به سواد و تحصیلات نیست به نیت خالص به نزدیکی به خدا ست هیچ وقت به این عبادت کممون مغرور نشیم که خدا بهتر میدونه کی خوبه و کی بد حداقل با خودمون صادق باشیم